محمد يوسف حريرى

113

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

جزا ( ج ) فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى ( كهف - 88 ) كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ ( بقره - 191 ) پاداش و كيفر را گويند زيرا مقابل عمل است . در قرآن مجيد جزاء ، هم در پاداش و هم در كيفر هر دو آمده است . ( قاموس قرآن ) جزءخوان كسى كه قرآن را جزء جزء مىخواند . ( فرهنگ نفيسى ) جزر - سورهء جزر جزم ( ج ) در اصطلاح تجويد جزم به شكل ( 0 ) علامت بىصدا و بىحركت بودن حرف و علامت اتصال دو حرف است . جزو ( ج ) يا ( - ) جزء . جزودان صندوقى كه جزوهاى قرآن در آن نهند ( لغت‌نامه ) جزو عم يا عم جزء ( بينات - ش 1 - ص 33 ) جلال - ذو ( 2 ) جلالتين ( ج ل ت ) - جلاله جلسات مقابله قرآن نام جلسات قرآن در قديم است يعنى هر كس قرآن منزل خودش را مىآورد و قرآنهاى قديم و جديد با چاپ‌هاى مختلف و از كشورهاى مختلف باهم مقابله مىگرديد . فايده اين كار بسيار مهم بود كه اگر يكى از قرآن غلط داشت آن غلط روشن و مشخص مىشد و راه نفوذ توطئه احتمالى دشمنان از اين طريق مسدود و خنثى مىگرديد . ( روزنامه همشهرى 22 / 1 / 78 - ص 9 ) جلاله ( ج ل ) لفظ جلاله و اسم جلالة ، لفظ اللّه است كه در جزوى از اجزاى مصحف مجيد متواتر پهلوى هم واقع شده و بنابر تكرار جلالتين گويند ( لغت‌نامه ) جماع قرآن ( ج م ) حفاظ قرآن را ناميدند - جمع قرآن ( 1 ) جماعه ( ج مّ ع ) حفاظ قرآن - جمع قرآن ( 1 ) جمع مراد است از ( - ) جمع قرآن 1 . جمع اول - جمع كردن آيات بود هنگام نزول كه بر روى هرچه كه پيدا مىكردند مىنوشتند و به پيامبر عرضه نمودند . 2 . جمع دوم - در زمان خليفه ابو بكر بود كه قرآن را از لوحه‌ها و قطعه‌هاى چرم و غيره جمع كرد . 3 . جمع سوم - در زمان عثمان بود كه آن را به صورت قرائت واحد درآورد . ( تاريخ جامع قرآن كريم ، ص 92 ) جمع بكرى ( ب ) جمع قرآن توسط ابو بكر ( قرآن پژوهى ، ص 103 ) - جمع قرآن ( 2 ) جمع عثمانى ( ع ) جمع قرآن توسط عثمان ( قرآن پژوهى ، ص 103 ) - جمع قرآن ( 2 ) جمع قرآن